رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 27 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

دوستای من جالب حتما بخونید

  طنز درد دل نوزاد شش ماهه با پدر و مادر  آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید ! خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود! پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد! مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با ت...
16 دی 1391

چند تا عکس

 چهارشنبه  عصر الهه جون و مامانش و الناز جون اومدن خونمون . بهمون خوش گذشت ماشالله شما دو تا گل پسر خیلی شیرین  بازی در میاوردید  الهه جون برات یه بلوز شلوار خوشگل کادو دندونت اورده بود  ایشالله مبین هم دندون در بیاره ما هم براش جبران کنیم     اینجا با هم پیمان دوستی بستید  ایشالله که دوستای خوبی برای هم میشید (مبین و رادوین)      قربون چشمات  برم . نمی خوام از کلمه دعوا استفاده کنم ولی   دو تا تون  داشتید با هم سر وسیله بازی کلنجار میرفتید  رادوین بکش مبین بکش.             عکس...
16 دی 1391

سفر به رامسر

  چهارشنبه با بایی تصمییم گرفتیم  که تعطیلات رو بریم رامسر   . به هر کس هم زنگ زدیم همه کار داشتن  و    برای پنجشنبه صبح  خودمون با خاله نگین  ساعت 11  حرکت کردیم . جاده زیاد شلوغ نبود اول گفتیم از جاده چالوس بریم ولی  راهمون دور میشد  از اینجا تا  رشت رو کاملا خوابیدی  ولی بعدش دیگه شیطونیات شروع شد فقط میخواستی دنده ماشین رو بگیری از جا در بیاری   با زبونت صدا در میاوردی و کلی میخندیدیم    مقصد ما چابکسر (سرولات ) رستوران خاور خانم بود   ساعت 3 رسیدیم سرولات  خیلی قشنگ بود بهشت واقعی اونجا . نمای زیبایی داشت  نوک کوه تو  جنگل  نشسته بود...
16 دی 1391

چند تا عکس

  ایجایی که پارسال من  رادوین رو 4 ماهه حامله بودم  حالا امسال همین جا با این  شازده پسر  رفتیم  یاد پارسال افتادم که نتونستم  برف بازی کنم امسال هم نتونستم اخه رادوین جونی خواب بود و بیرون خیلی سرد بود نتونستم بیام بیرون عکس بگیریم فقط تو ماشیم عکس گرفتم ایشالله سال دیگه 3 تایی برف بازی میکنیم         همون جا ولی امسال با نی نی بودیم چقدر زود گذشت ...
12 دی 1391

اغاز سال میلادی 2013

 عزیز دل  مامان بابا  دیروز  نی نی سونیا دنیا اومد ساعت 3:15  بود که اس مس داد  میخواست  طبیعی  دنیا بیاد ولی نشد  سزارین شد و از سزارینش خیلی راضی بود یه دختر ناز اسمش المیرا  هست  خیلی خواستنی بود دلم دوباره نی نی کوچولو خواست   رفتم بیمارستان دیدنش  خیلی خوشحال شد.  بگذریم از این حرفها امروز اغاز سال میلادی هست   به همه  مسیحی های دنیا  تبریک میگم     ...
11 دی 1391

پایان 7 ماهگی

 دیروز  7 ماهگیت رو تموم کردی  قند عسل  شازده پسر ما    دانه دانه های برف دست در دست نسیم چرخ چرخان همگی در رقصند همچو ما در شب عشق دست در دست و دل از شادی مست چرخ چرخان، شده مدهوش سماع این نه رقص است، که شوری ابدی است.   خیلی دوستت دارمممممممممممممممممممممممممم  میخوام اینقدر بلند بگم که همه بشنون خدااااااااااااااااااااااااااااااااا عاشقشممممممممممممممممممممممممممممم  ...
10 دی 1391

بدون عنوان

بالاخره رادوین دندونشو به ما نشون داد بابایی میگه  پسرمون ناز داره با درد زیاد و عذاب دندون دراورده مگه به این راحتی به همه نشون میده   رادوین داره با نی نوشابه میخوره  فقط نی رو میجوید   رادوین و پارمین همش 12 روز  شما بزرگتر هستید ...
10 دی 1391